ابراهيم عاملي ( موثق )
152
تفسير عاملي ( فارسي )
در نتيجه تفاوت نيست و نيز جمله ى « تعلمون » كه آخر آيات است با تاء به صورت خطاب خوانده شده است و هم با ياء به صورت غايب . سخن ما : 1 - در جمله ى اوّل امتياز قرآن از تورات نمودار است چون گفته شده است تورات را كه بموسى داديم همه قبول نكردند و در آن اختلاف كردند ، ولى براى قرآن « كتاب مبين » گفته شده است و هم به اين جمله ها « وَلَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّه لَوَجَدُوا فِيه اخْتِلافاً كَثِيراً » توصيف شده است ، پس آنچه آشكار است ، و اختلاف در آن يافت نمىشود جاى اختلاف در آن نيست . 2 - جمله ى « فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ » ممكن است مقصود امر تكوينى باشد يعنى همانطور كه بموجب فطرت انسانيّت تو و پيروانت مستقيم آفريده شدهايد بر آن پايدار باشيد كه استقامت مقتضاى حيات شما است در كارهاى فكرى و عملى و فردى و اجتماعى و مادى و معنوى ، و طغيان و انحراف بر خلاف آن فطرت خدا آفريده است و بصيرت حقّ نشان ميدهد استقامت و بقاى فطرت و طغيان و انحراف از آن را و بايد ديده ى حقّ بين باشد تا استقامت و انحراف را تميز دهد . 3 - آيت 113 « وَلا تَرْكَنُوا » تا آخر : حديثى نقل مىكنند كه بسيار افراد مردم هستند كه قرآن مىخوانند و آن لعنتشان مىكند . در اين سرزمين ما مسلمانان ايرانى مفاد اين حديث خوب نمودار است بخصوص در اين اوان چه با اينكه همه ى چشم و گوشها در مدّت عمر ميخوانند و ميشنوند كه قرآن ميگويد به ظالم دل مبنديد ، آن كسان كه مدعى هستند خود قرآن ميخوانند و براى فوت اشخاص مجلس عزا و قرآن خوانى برپا مىكنند ، در راديو و تبليغاتشان به قرآن آواز بلند مىكنند باز ركون به ظالم كردند و شرف و ناموس خود را به اختيار آنها گذاردند اعتبارات مالى خود را به آنها تسليم كردند باميد آنكه چون ظالم و صاحب قدرت هستند اينها از آن قدرت استفاده خواهند كرد . ناگهان اين بيچارگان را با حرمان و بدبختى رها كردند و بكمترين خواهش آنها هم گوش ندادند ، و اكنون در آتش محرومى و نادارى و عداوت مردم ميسوزند . 4 - جمله ى « فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ » ممكن است اشاره به آتش ستم